تبليغاتX
گاهــــــــي براي خودم گاهـــي براي تو

گاهــــــــي براي خودم گاهـــي براي تو

انچه بردلم سنگيني ميكند ...

خدایــــــــــــــــــــا !خدای مهربونم که همیشه بهم مهلت دادی و بعد از گذشتن از هفت خوان به پاس صبوریهایم بهترینها رو برام رقم زدی .....الان هم بعد کلی صبوری و مهلت هایی اعطایی تو گام در راه شیرین ولی بسیار سختی گذاشته ام خواهشا مثل همیشه یاریم کن ....چون واقعا واقعا غیر از خودت هیچ کس رو ندارم..........


خدایا !

مددی !


کمکم کن به غایت ارزوهایم برسم فکر کنم این دیگه اخرین ارزوی بزرگمه 

بعدش قول می دم سر براه بشم ودست از امال وارزوهام بردارم وبچسبم به قولهایی که بهت دادم.........


خدمت وخدمت وخدمت اون هم از نوع انسانی و ربانی !


خدایا کمکم کن بدون منت بشری فقط با تلاش خودم ونظر تو به این هدف هم برسم.

ممنونم خدای بی نظیرم 

نوشته شده در 90/12/01ساعت 5:23 PM توسط انجل .....|

غرق مي شويم 
گاهي من در تو 
گاهي تو در من 
گاهي هر دو در بخار يك فنجان 
آنقدر كه يادمان مي رود 
چقدر خوشبختيم!

نوشته شده در 90/11/18ساعت 10:58 AM توسط انجل .....|

بلاخره تونستم از بین کلی مشغله وقتی پیدا کنم و با دخترکم بریم بیرون .........بعد کلی بازی کردن و تخلیه ی انرژی داشتیم برمی گشتیم خونه ........یه بیلبورد بزرگ نطرمون رو جلب کرد دخترک پرسید مامان میشه برام توضیح بدی منظورش چیه؟؟؟؟


منم تو اون سرمای وحشتناک کلی عجله داشتم زودتر برسیم خونه سعی کردم ذهنم رو جمع وجور کنم ویه چند تا جمله ی اسون ومفهومی تحویل ذهن فعال دخترک بدم..


جمله چی بود!!

***حجاب مصونیت هست نه محدودیت**



ادامه مطلب
نوشته شده در 90/11/15ساعت 6:42 PM توسط انجل .....|

براي شكستن من يه اخم كافيه ...

 نيازي به فريادت نيست 

واسه اشك ريختنم سكوت تو كافيه ...

 نيازي به قهر نيست 

براي مردنم حرف رفتنت كافيه ... 

نيازي به انجامش نيست

نوشته شده در 90/11/15ساعت 6:30 PM توسط انجل .....|

وقتي مي روي 
تمام چيزهاي عادي 
يادگاري مي شوند 
حساس مي شوند 
ترك بر مي دارند 

بر مبل نمي شود نشست 
كه تو آنجا نشسته بودي 
هوا را نمي شود نفس كشيد 
كه عطر تو آنجا بوده است 

وقتي نيستي 
همه چيز 
تو را يادآوري مي كند 
تو را و نبودنت را...

نوشته شده در 90/11/15ساعت 11:36 AM توسط انجل .....|

حس می کنم باید بنویسم ...از اون وقتایی هست که فقط نوشتن سبکت می کنه....بنویسی ..پاک کنی بازم بنویسی پاک کنی ...ولی اینجا خوبیش به اینه پاک کردن نمی خااد..بدن غرض می خواهنت.....به چه قیمتی مهم نیست!!


**


**



ادامه مطلب
نوشته شده در 90/11/14ساعت 4:1 PM توسط انجل .....|

یكي بيايد 
دست اين خاطره ها را بگيرد 

ببرد گردش .. 
كلافه كرده اند مرا، 
بس كه نق مي زنند به جانم .. 

نوشته شده در 90/11/12ساعت 3:46 PM توسط انجل .....|

گوشهايم را مي گيرم ...
چشم هايم را مي بندم ...
و زبانم را گاز مي گيرم ...
ولــــي ...
حـــريـــفِ افكارم نمي شوم ...
چقـــدر دردنــــاك است ...
فــهــمــيــدن !

نوشته شده در 90/11/12ساعت 3:25 PM توسط انجل .....|

من.......تبلور یک حس عجیب .....مادر بودن.........زندگی ......عشق....محبت....سادگی.....


   تــــــــــو.......اقتدار.............مهر..........امید.........دلگرمی.........سخاوت.......اضطراب جدایی


   جهان............پیچ درپیچ..........موهوم.........تهی..........سراسر رذالت .....با کمی زیبایی


   من را چه به تو مارا چه به دنیاااااااااااا ..........رخت خود ازین جهان برافکنیم..........


   برویم ...............اما کجااااااااااااا........نمی دانم................!!!؟؟

نوشته شده در 90/11/08ساعت 11:6 AM توسط انجل .....|


از دل و ديده ، گرامی تر هم
                            آيا هست ؟
- دست ،
      آری ، ز دل و ديده گرامی تر :
                                        دست  !
زين همه گوهر پيدا و نهان در تن و جان ،
بی گمان دست گرانقدرتر است .
 
هر چه حاصل كنی از دنيا ،
                           دستاورد است !
هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمين ،
دست دارد همه را زير نگين !
سلطنت را كه شنيده ست چنين ؟!
 
شرف دست همين بس كه نوشتن با اوست !
خوشترين مايه دلبستگي من با اوست .


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/11/07ساعت 5:15 PM توسط انجل .....|

 مـــــــــــن سالهای سال مردم 


 تا اینکه یک دم زندگی کــــــــــــردم...


  تو می توانی یک دم 

   یک مثقال 

  مثل من بمیری ..........

نوشته شده در 90/11/06ساعت 6:12 PM توسط انجل .....|

لا لا لا لا لا لا......... 
نميشه غصه ما رو،يه لحظه تنها بذاره 
نميشه اين قافله،ما رو تو خواب جا بذاره 
دلم از اون دلاي،قديميه از اون دلاست 
كه مي خواد عاشق كه شد،پا روي دنيا بذاره 
دوست دارم يه دست از آسمون بياد ما دو تا رو 
ببره از اينجا و،اونــــــــــور ابــــــــــــــرا بـــــذاره 
تو دلت بوسـه مي خواد من ميدونم اما لبت 
سر ِ هر جمـــــــله دلش،ميخواد يه امــــــا بـــــذاره 
بي تو دنيا نمي ارزه،تو با من باش و بذار 
همه ي دنيا من و،هميشــــــه تنهــــــــا بذاره 
نميشه غصه ما رو،يه لحظه تنها بذاره 
نميشه اين قافله،ما رو تو خواب جا بذاره 
دلم از اون دلاي،قديميه از اون دلاست 
كه مي خواد عاشق كه شد،پا روي دنيا بذاره 
دوست دارم يه دست از آسمون بياد ما دو تا رو 
ببره از اينجا و،اونــــــــــور ابــــــــــــــرا بـــــذاره 
من مي خوام تا آخر دنيا تماشات بكنم 
اگه زندگي بـــــــــرام،چشم تماشــــــا بذاره 
بي تو دنيا نمي ارزه،تو با من باش و بذار 
همه ي دنيا من و،هميشــــــه تنهــــــــا بذاره 
نميشه غصه ما رو،يه لحظه تنها بذاره 
نميشه اين قافله،ما رو تو خواب جا بذاره 
لاي لا لا لا..................

نوشته شده در 90/11/06ساعت 5:52 PM توسط انجل .....|

خدای اسمونها  خدای کهکشونها هوای انار مارو داشته باش ........دلمون رو اتشفشان کرد وپرواز کرد بسویت...........چه مهجورانه ومظلومانه

نوشته شده در 90/11/02ساعت 4:35 PM توسط انجل .....|

همه چی خوب و خرمه !!!!!!!!


در گیریم با زندگی خدایا شکرررررررررررر

انار هم بهتر شد و شد معجزه ی خداوندی............


ما هم می گذرونیم......... اخرین زمستون ما دراین دیار هست ظاهراااااااااااا 


خدایا شکر

نوشته شده در 90/10/20ساعت 5:39 PM توسط انجل .....|

خدایاااااااااااااا



ادامه مطلب
نوشته شده در 90/10/13ساعت 10:23 AM توسط انجل .....|


آخرين مطالب
» اهداف بزرگ همتهای بزرگ می خواهد.
» 
» دخترکم وقانون های ما
» 
» وقتی نیستی .....
» 
» 
» نمی فهمم
» من.....تو.........جهان.....؟
» دستهامان نرسيده ست به هم ...
Design By : Pars Skin